1 / 24

طب سنتي

طب سنتي. دكتر ابوالفضل شيردل. عناوين :. تعريف طب امور طبيعيه اركان امزجه اخلاط اربعه. طب:. دانشي است كه بوسيله آن ميتوان بر كيفيات تن آدمي آگاهي يافت. هدف آن حفظ تندرستي در موقع سلامت و اعاده آن به هنگام بيماري است.

zarita
Download Presentation

طب سنتي

An Image/Link below is provided (as is) to download presentation Download Policy: Content on the Website is provided to you AS IS for your information and personal use and may not be sold / licensed / shared on other websites without getting consent from its author. Content is provided to you AS IS for your information and personal use only. Download presentation by click this link. While downloading, if for some reason you are not able to download a presentation, the publisher may have deleted the file from their server. During download, if you can't get a presentation, the file might be deleted by the publisher.

E N D

Presentation Transcript


  1. طبسنتي دكتر ابوالفضل شيردل

  2. عناوين: تعريف طب امور طبيعيه اركان امزجه اخلاط اربعه

  3. طب: دانشي است كه بوسيله آن ميتوان بر كيفيات تن آدمي آگاهي يافت. هدف آن حفظ تندرستي در موقع سلامت و اعاده آن به هنگام بيماري است. پزشكي نوين: هنر يا علم شفاي بيماريها به ويژه درمان بيماريها بوسيله اجراي درمانهاي داخلي

  4. تعريف ديگري از طب و پزشكي بجشكي پيشه اي بود كه تندرستي آدميان را نگاه دارد و چون رفته بود باز آرد به علم وعمل.(ربيع بن احمد اخويني در كتاب هدايهالمتعلمين) طب صناعتي (علم و هنر ) است كه به بدنهاي مردم عنايت دارد و به اين بدنها صحت و عنايت مي بخشد.(ابن هندو در مفتاح الطب )

  5. اجزاء طب: نظري: پي بردن به اصول طب از راه فراگيري آن بدون بكار بردن اسلوب و روش كار برد آن عملي: منظور پي بردن به اسلوب كاربرد اين علم است. بوعلي: طب داراي دو جنبه نظري و عملي است و من با اطلاق كلمه دانش بر آن طب را فقط با مفهوم نظري معرفي كرده ام. يعني: با فرا گرفتن علم طب صاحب دو علم نظري و عملي هستي حتي اگر در اين زمينه هرگز كار نكرده باشي.

  6. طب سنتي مجموعه اي از دانشهايي است كه در بهداشت و پيشگيري بكار ميرود و در يك منطقه طي نسلهاي متوالي به صورت شفاهي و مكتوب انتقال پيدا كرده است

  7. سلامت: سرشت ويا حالتي است كه در آن اعمال بدن به درستي سر ميزند و نقطه مقابل فقط دور شدن از سلامت است و بس.

  8. امور طبيعيه اموري است كه تعادل بدن را از هر جهت حفظ نمايد وآن هفت چيز است: اركان امزجه اخلاط اعضاء ارواح قوا افعال اركان و مزاج و خلط و اعضا ارواح و قوي شناس و افعال طبيعت:سرشت كه مردم بر آن آفريده شده. نهاد – آب و گل - خوي – گوهر طبيعت به قول بقراط: قوه مدبره ايست كه بدون اراده و شعور كارهاي لازم بدن را انجام ميدهد .

  9. اركان اركان اجسامي است كه مادت نخستين اندر همه كاينات از آن است و هر يك جسمي است يكسان هيچ جزو از هيچ يك بصورت مخالف جزوي ديگر نيست و از آميختن آن انواع كاينات گوناگون پديد آيد. يعني : اركان در اصطلاح طبيبان اجسام بسيطي هستند غير قابل تقسيم باجسام مختلفه كه اجزاء بدن انسان و غيرانسانرا تشكيل ميدهد. يعني: ا ركان نوعي اجسام ساده هستند كه اجزاي اوليه تن آدمي و موجوداتديگر را تشكيل ميدهند يعني: از آميزش عنصرها ( اركان ) با همديگر انواع موجودات كه از لحاظ صورت گوناگون هستند بوجود مي آيند يعني: اصل افرينش مركبات كه حيوانات و نباتات و معادن است عناصر اربعه ميباشد

  10. عناصر اربعه شامل: آتش: گرم و خشك هوا: گرم و تر آب: سرد و تر خاك: سرد و خشك

  11. علت وجودي مزاج عناصر در موجوداتمزاج خاكي: جهت بهم پيوستگي و پايداري و نگهداري هيئت ها( اشكال) است.مزاج آبي: جهت ايجاد نرمي در اشكالي است كه به شكل گيري و طرح ريزي و راست و هموار شدن نيازمند هستند.* تر نميگذارد خشك از هم بپاشد و خشك نميگذارد تر سيلان كند *مزاج هوايي: وجود هوا در موجودات براي نفوذ و نرم كردن و سبك گردانيدن و سهولت بلند كردن آنهاست.مزاج آتش: وجود آتش در ميان موجودات براي پختن و نرم كردن و آميختن و در خود نفوذ دادن گوهر هوائي است كه بتواند سردي دو عنصر سنگين( آب و خاك ) وسرد را بشكند . و اين در هم شكستن سردي دو عنصر سرد به اين منظور است كه از حالت عنصري به حالت مزاج باز آيند.

  12. آب و خاك كه سنگين ترند در پيدايش اندام ها و ثبات آنها مدد كارترندآتش و هوا كه سبك ترند در پيدايش و جنبش روان ها و جنبش اندام ها موثرترند پس:

  13. مزاج اگر دو طبيعت در هم بياميزند و بر هم اثر كنند در آنها استحاله ايجاد شده و كيفيتي ميانه پديد آيد كه آنرا مزاج نامند. يعني: مزاج چنان كيفيتي است كه از واكنش متقابل اجزاي ريز مواد متضاد بوجود مي آيد يعني: آميختن- قطاب-آميختن چيزي به چيزي يعني: كيفيتي است كه از تاثير كيفيات عناصر اربعه در بدن آدمي و غير پديد آيد نتيجه: سرشت و گوهر و خميره انسان كه از كيفيت امتزاج و آميختگي عناصر اربعه پديد مي آيد را مزاج گويند

  14. قواي اوليه عناصر عبارتند از: عنصر گرمي- سردي- تري- خشكي انواع مزاج: اگر از دو طبيعت كه در هم آميخته يكي بر ديگري غلبه داشته باشد مزاج غالب را حساب آورند پس چهار مزاج ساده مفرد گرم – سرد – تر و خشك پديد آيد. اگر دو سرشت كه بهم مي آميزند دو غالب باشند و دو ديگر هر دو مغلوب چهار مزاج ساده مركب گرم و تر- گرم و خشك- سرد و تر- سرد و خشك پديد مي آيد. اگر هر چهار صورت به هم آميزند و برابر آيند مزاج معتدل پديد آيد. مزاجهاي مادي : بلغمي- سودائي- صفراوي- دموي

  15. سوء مزاج: بيرون شدن از اعتدال 1- مفرد: گرم تر يا سرد تر از اعتدال ساده: بدون ماده مادي: با ماده 2- مركب: از دو كيفيت بيرون شود ساده و مادي چو بر گردد مزاج از استقامت بدشواري به دست آيد سلامت

  16. مزاج بلغمي :فردي كه از تاثير چيزها دير متاثر مي شود و دير تصميم ميگيردمزاج رطوبي(رطب): چنين فردي ظاهرا خونسرد و بي اعتنا و دير رنج و دير خشم استمزاج دموي: فردي با انرژي زياد و بشاش و بسيار فعال و فورا تصميم گيرمزاج صفراوي(زردابي): فردي كه تند خو است و زود عصباني مي شودمزاج سودائي: افراد شكاك و وسواسي و بسيار ريزبين ومنفي و واپسگرامزاج معتدل: مزاج فردي است كه اگر براي كسي ميسر باشد بهترين حالت اعتدال مورد احتياج را بدست آورده است و آن كاملا در بين دو حد افراط و تفريط قرار گرفته استمزاجت تر و خشك و گرم است و سرد مركب از اين چهار طبع است مرد خصوصيات مزاجي اشخاص

  17. انواع مزاج از لحاظ سن جنس هيكل اعضاء زمان و مكان رنگ مزه غذا

  18. مزاج سالهاي عمر كودكي: ولادت تا 15 سالگي گرم و تر جواني: 15 تا 30 سالگي گرم و خشك نزول جواني: 35 تا 40 سالگي كاهش گرمي و تري نوپيران: 40 تا 60 سالگي سرد وخشك پيران: 60 سالگي به بعد سرد و تر سن نمو تا 30 – سن وقوف 35 – سن كهولت تا 60 – سن انحطاط تا پايان عمر جوانان نزديك ترين مزاج را به اعتدال دارند. در اطفال حرارت مساوي با بزرگسالان است وليكن اطفال رطوبت زيادتري دارند.

  19. علت مرگ طبيعي نقصان حرارت كه از پس چهل سالگي ايجاد ميشود وضروري است به تدريج از حرارت كاسته شده و بر تري افزوده مي شود تا جائي كه اين حرارت اندك شود و تري بسيار گردد و چون تري ضد آن حرارت است حرارت را فرو گيرد و فرو ميراند.

  20. مزاج جنسيت مرد: گرم تر و خشكتر زن: سردتر و ترتر زنها بدليل سرد مزاجي ماده دفعي بيشتري دارند و گوشت او بوسيله ورزيدگي كم نرم تر و شل تر است • مزاج هيكل • چاقي با غلبه چربي زياد غلبه سردي و تري • چاقيگوشتي غلبه گرمي و تري • لاغري همراه گندم گوني فزوني گرمي و خشكي • لاغري با سفيدي پوست فزوني سردي و خشكي

  21. مزاج اعضاء گرم ترين: قلب سپس كبد سپس گوشت سردترين: استخوان سپس نخاع و رباط وعصب و دماغ (مغز) خشك ترين:مو سپس استخوان و رباط و اعصاب مرطوب ترين:چربي رقيق و بعد گوشت نرم ومغز و نخاع معتدل ترين عضو بدن سر انگشت شهادت است و بعد از آن باقي سر انگشتان و بعد از آنها كف دست و بعد از آن پوست پشت د ست و بعد پوست كل بدن است

  22. مزاج زمان و مكان مزاج شب: سرد مزاج روز: گرم بهار: معتدل(گرم و تر ) تابستان: گرم وخشك پاييز: سرد و خشك زمستان: سرد و تر مزاج مناطق: مزاج مردم منطق استوائي به اعتدال حقيقي نزديكتر است. در چنين منطقي هوا گذشته از اينكه به اعتدال مزاج آنها زياني نمي رساند بلكه هميشه با مزاج آنها سازگار است . اقليم اول معتدل حقيقي سپس اقليم چهارم و بعد اقليم سوم و دوم و در آخر اقليم پنجم نزديك به غير اعتدال

  23. مزاج الوان سفيد: غلبه سرد و تر( فزوني بلغم) سياه: فزوني سرد و تر (غلبه سودا) زرد: غلبه گرمي و خشكي (فزوني صفرا) قرمز: فزوني گرمي و تري (غلبه خون) مزاج مزه غذا شريني ها: گرم تلخي ها: گرم ترشي ها: سرد شوري ها: گرم گس ها: سرد تندي ها: گرم مزاج بو بوي تند: گرم بوي لطيف: گرم بوهاي تعفن و اسيدي: سرد

  24. موفق باشيد

More Related